محمد مهريار
337
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
خ خابجان X bj n خابجان ( خاوجان ) با همين تلفظ كه در تداول عامه رايج است ، نام محلتى است در شمال شرقى اصفهان و سخت نزديك به اصفهان . به حكم اينكه بسيار به شهر اصفهان نزديك بوده است . اصفهان بزرگ آن را بلعيده و امروز چيزى از آن بهعنوان ديه وجود ندارد . به تقريب محل آن واقع است در غرب فلكهء طوقچى و شمال خيابان مدرس و بر اثر بزرگ شدن اصفهان يكسره در دل شهر واقع شده و امروز چيزى به اين نام دانسته نيست . همينجا فورا بگوييم كه اگرچه تلفظ اين ديه خابجان است ولى با خواب به معناى خفتن هيچ ارتباطى ندارد و نوشتن آن به صورت خوابجان غلط است . در معجم البلدان ياقوت نامش نيامده است . بههر حال خابجان يكى از قراى مهم اصفهان بوده است كه اينك در شمال شرقى شهر جزئى از شهر شمرده شده و هيچ صورتى از ديه در آن پديدار نيست . به همين دليل هم راجع به جامعهشناسى و جغرافياى تاريخى آن چيز قابل ذكرى وجود ندارد . مىپردازيم به واژهشناسى آن . واژهشناسى : خابجان به اين صورت معنى ندارد ولى در طومار شيخ بهائى آن را خاوجان آوردهاند و از همينجا كليد معناى آن بهدست مىآيد . « 1 » و تقطيع آن بدين صورت است « خ + او + ج + ان » جزء اول آن « خ » مخفف خوب است و جزء دوم آن « آو » اوستايى است
--> ( 1 ) - ن . ك . به : طومار شيخ بهائى ضمن ديههاى جى ، ص 14 ، چاپ شهردارى اصفهان و براى تبديل « خ » به « ك » نگاه كنيد بهعنوان همام در اين فرهنگ و لغتنامه فاتحه : حروف « خ » و « ك » .